تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

271

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

كوّه و مشكاة بصرى و ذوقى و لمسى بروز و ظهور نموده و در صف كاروان وجودات طبيعى ، موجودات طبيعت را درك مىنمايد . و چون موجودات برزخى و ميانه‌اى بين عالم عقل و عالم طبيعت به واسطهء قاعده امكان اشرف ، « 1 » به عنوان يك قسم از موجودات ثابت است ؛ لذا يك عالم برزخى براى نفس لازم بوده تا در تنزل به آن عالم با موجودات آن سنخيت يافته و نسبت به ادراك آنها قابليت پيدا كند . و آن مرتبهء خيال انسانى است كه در آن مرتبه چشم شهودى و سمع شهودى و ذائقهء شهودى و لمس شهودى نبوده ؛ چنان كه صرف باصرهء غيبى و سامعهء غيبى و ذوق غيبى و لمس غيبى نيست ، بلكه بصر و سمع و ذوق و لمس برزخى بوده تا درك مدرَكات آن عالم براى نفس حاصل شود . و مادامى كه نفس در غيبت عالم عقل و تجرد ذاتى باقى بماند و در كوّه و مشكاة مظاهر برزخى قرار نگيرد ، راه آشنايى و درك موجودات متنزله به روى آن بسته بوده و حجاب بين العالمين مانع از درك خواهد بود . زيرا وجودات عالم عقل در مقام شامخ تجرديت و كليت قرار گرفته‌اند و نفس در مرتبهء شامخ تجرد خود ، با موجودات آن عالم هم‌سنخ بوده ؛ لذا درك آن مدركات براى وى ميسر است . پس نفس كه نورى از عالم غيب است در مورد درك اين حقايق جزئيه بايد در كوّهء مظاهر شهادت ، مشهود گشته و يك نحوه شهادتى حاصل نمايد . اگر ان شاء اللّه توفيق يار شد در بحث اتحاد عاقل و معقول خواهد آمد كه : اگر عاقل و مدرك مشهودات ، بخواهد طبق قاعدهء اتحاد عاقل و معقول ، حين درك با آنها متحد گردد ، بايد مبصر شهادتى با بصر شهادتى متحد شود و الّا مبصر شهادتى نمىتواند با بصر غيبى متحد گردد . پس چنان كه گفته شد : نفس بايد در مورد درك مدركات عالم عقل ، واجد مقام عقلى و تجردى كه ذاتاً دارد ، باشد . و در آن مقام ذات هر گز ممكن نيست راه آشنايى و

--> ( 1 ) - در شرح و تفسير اين قاعده رجوع كنيد به : حكمة الاشراق ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 2 ، ص 154 ؛ قبسات ، ص 372 - 380 ؛ اسفار ، ج 7 ، ص 244 - 257 .